داستان های صدای آلمانی

0

داستان آلمانی، داستان صوتی آلمانی، آلمانی داستان، داستان آلمان لقب، داستان صوتی آلمانی، داستان صوتی آلمان خواند تا، صوتی آلمان هانسل UND داستان گرتل، hkaye آلمان هانسل UND گرتل از هانسل آلمان UND داستان گرتل

داستان آلمانی

ارزشمند آلمانی می آموزد دوستان، به دنبال آلمانی صدای فیلم لطفا اینجا کلیک کنید

Hänsel und Gretel
من می خواهم در مورد والدز حرف بزنم و در کنار هم قرار بگیرم و در کنار هم قرار بگیرم. به این ترتیب دستان خود را از دست داده اید. Als nun eine Teuerung cam، mussten sie jeden Abend hungrig zu Bett gehen. در حالیکه نمی توانم بگویم الترن، من می خواهم درمورد منافع مادری خودم، به منزل بروم و به خانه برگردم. Gott sollte ihnen weiter helfen. Aber Hänsel schlief nicht und hörte alles. من نمیدونم چطوری میتونم بگم، به همین سادگی هم از Wald gingen استفاده میکنم. Die Kinder blieben im Wald zurück، aber sie konnten durch die Steinchen den Rückweg im Elternhaus finden. آین وارز مال، همچنین می گوید جنگ جنگی را نداشته باشد، در جنگل های دون ولد، Eltern و Kinder درختان جنگلی را بشکنند. هرکدام از اینها همه چیز را به دست میآورید و از آن استفاده میکنید. اتر هوسر جنگ را شکست داد. من امیدوارم که بتوانم به شما کمک کنم. بنابراین، حتما باید این را بدانید. Die Kinder blieben allein im Wald zurück. Sie suchten nach den Brotbröckchen؛ Aber die Vögel hatten alle aufgepickt. از این رو Hannsel und Gretel از اهمیت زیادی برخوردار است. در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. Plötzlich sahen sie ein seltsames kleines Häuschen. من جنگ جنگجو را از دست دادم، جنگ های دچار جنگ های صلح آمیز و جنگ های صلح آمیز هستم. Voll Freude brachen sich die hungringen Kinder Stücke von dem Dach ab und bissen hinein. شما می توانید با استفاده از این نرم افزار می توانید به راحتی و بدون هیچ مشکلی از آن استفاده کنید.
Die Kinder antworteten:

»Der Wind، der Wind، das Himmlische Kind«، und ließen sich beim Essen nicht stören.
نوع در OffNet ها: sich plötzlich قالب، hässlich UND eine به، steinalt خانم MIT einem بادامک سهام heraus. مرگ کودک erschrak furchtbar، عابر مرگ بندی wackelt MIT DEM KOPF UND sagte گنز freundliche: »اتحادیه اروپا، سازمان حقوق بشر lieben کودک، نور kommt در نبرد Häuschen UND bleibt بی میر سه nichts ICH euch ". Vergaß نیز می میرند UND اضطراب ihre کودک قابل فهم گینگ MIT DER التن هاوس، gutes اسن UND schwer وو SIE ها Zum Schlafen fanden Betten.
مرگ جان هشتم جنگ جهانی دوم است. Sie wartete nur darauf، dass kleine Kinder zu ihrem Kuchenhäuschen kamen. Diese Kinder fing sie dann، um sie zu braten und zu fressen. - من نمیتوانم مورگن اسپرتی را که میبایست در اختیار شما قرار دهد، در اختیار شما قرار دهد. گرتل مادرم هس helfen und Hänsel Essen به ارمغان آورد، خرابکار fett wurde؛ دون هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه Jeden Morgen musste Hänsel seinen Finger durch das Gitter stecken und die Hexe fühlte، ob er fett geworden war. Hänsel aber nicht dumm und steckte einen knochen oder ein Holzstückchen heraus. Die Alte merkte es nicht، weil sie so schlecht sah، und wunderte sich nur darüber، dass der Junge so mager blieb.
Ungeduldig wurde عابر UND SIE eines tages heizt د Backofen، ام زو هانسل braten. گرتل به، während SIE Wasser HOLTE weint. Sagte قالب jetzt ها Zum التن گرتل: »N siehe از Nach، OB DAS richtig فوئر IM Ofen brennt« SIE DAS ها Madchen AB UND آوخ در دن Ofen Stoß braten wollte. گرتل MERK DAS UND sagte: »ایک nicht وایس، WIE ICH DAS machen sollen« »Dumme گانز" Rief مرگ Hexe، »رقیق ها musst نور تا hineinkriech که«، SIE UND در stecken د selbst ihren KOPF در Ofen.. کرافت نیز Stiess گرتل MIT آلن مرگ Hexe UND در دن نوع Ofen hinein Schluga hinter مرگ IHR زو. مرگ BOSE بندی UND heult به entsetzlich Schrier با، عابر ES ی نیمه nichts IHR، SIE musste در ihrem eigenen Backofen verbrenn که.
گراند ساروج گرتل را به عنوان برادر آستم دبلیو دبلیو ایفای نقش می کند. سایتی را که بخاطر فروید فروخته اید، می بینید که جنگ تمام می شود. من Häuschen از Gold و Edelsteine ​​و Füllten sich تمام Taschen. Nun machten sie sich auf und fanden auch bald den Weg nach Hause. Die Eltern der beiden saßen traurig zu Hause، denn es hatte ihnen schon lange leid findan، dass sie ihre Kinder در den Wald geschickt hatten. Wie froh war sie jetzt، als die Kinder im Haus traten! همه چیز را ندیده اید، Ending می گوید، Kinder hatten و so Viele Reichtümer mitgebracht، und sie lebten glücklich zusammen.
من www.almancax.co

آلمانی در حال خواندن صدای درون داستان صدای ضبط شده است، همه حقوق حقوقی فایل های صوتی در این جریان پخش به ALMANCAX.

کتاب یادگیری آلمانی

بازدیدکنندگان گرامی می توانید برای مشاهده و خرید کتاب آموزش زبان آلمانی ما که برای همه از کوچک تا بزرگ جذاب است، طراحی فوق العاده زیبا، رنگارنگ، دارای تصاویر فراوان و دارای هر دو جزئیات و جزئیات بسیار زیاد، روی تصویر بالا کلیک کنید. سخنرانی های ترکی قابل درک با خیالی آسوده می توانیم بگوییم برای کسانی که می خواهند زبان آلمانی را به تنهایی یاد بگیرند و به دنبال یک آموزش مفید برای مدرسه هستند کتاب بسیار خوبی است و به راحتی می تواند آلمانی را به هرکسی آموزش دهد.

به‌روزرسانی‌های بی‌درنگ را مستقیماً در دستگاه خود دریافت کنید، اکنون مشترک شوید.

شما هم ممکن است اینها را دوست داشته باشید
پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.